الشيخ المنتظري

117

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

رحمت خدا . شيطان بعد از آن كه رانده درگاه خدا شد مأيوس از رحمت خدا شد ، آن وقت لقب ابليس گرفت ، پس ابليس معناى وصفى است و در حقيقت لقب است . « شيطان » هم معناى وصفى است و هم لقب است نه فقط براى آن شيطان بلكه در عرب به هر شخصى كه حالت سركشى و طغيان و فتنه انگيزى داشته باشد شيطان گفته مىشود ، پس در حقيقت شيطان صفت مشبهه است . « صحاح اللغة » مى گويد : « وَكلّ عات من الانس و الجنّ و الدّوابّ شيطان » ( 1 ) هر سرسختى كه از حق و حقيقت روگردان باشد چه از افراد انسانها و چه افراد جن و چه از حيوانات شيطان است ; مثلاً اگر اسبى چموشى كند و حالت طغيان در او پيدا شود عرب به او شيطان مى گويد ، پس « شيطان » صفت مشبهه و از مادّه « شَطَنَ » و به معناى « بَعُدَ » آمده است ، و اين به اين خاطر است كه شيطان از رحمت خدا دور شده است ; ممكن هم هست كه از مادّه « شَيْطَنَ » و رباعى باشد ، ولى لغويّين آن را از مادّه « شَطَن » دانسته اند . به هرحال شيطان به موجودى گفته مىشود كه حالت چموشى و سرسختى دارد و در عين حال تفتين و ضرر و خسارت دارد . پس شيطان يعنى هر موجود فتنه انگيز ، و لذا قرآن مى فرمايد : ( شياطين الانس و الجنّ ) ( 2 ) . نكته لطيفى در داستان حضرت آدم و حوّا در قرآن آمده كه قابل توجّه است . خدا از شيطان به اين خاطر كه به آدم سجده نكرده تعبير به ابليس مىكند ، مثلاً در اين آيه : ( و اذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا الاّ ابليس ) ( 3 ) وقتى به ملائكه گفتيم بر آدم سجده كنيد همه سجده كردند مگر ابليس ; در اينجا مسأله تفتين و

--> 1 - صحاح اللغة ، باب النون ، فصل الشين ، مادّه شطن ، ج 5 ، ص 2144 2 - سوره انعام ، آيه 112 3 - سوره بقره ، آيه 34